امروز آخرین روز حضورمان در پاتایا بود و پس از ناهار باید راهی فرودگاه بانکوک می شدیم تا به ایران بازگردیم. با اینکه یک روز کامل را در تایلند هستیم، اما عملاً روزی هست که هیچ برنامه خاصی نمی توان داشت چرا که باید ساعت 12 اتاق را تخلیه و آماده رفتن با بانکوک شوی.

اختلاف ساعت بین تهران و بانکوک؛ 3.5 ساعت

یک صبحانه تایلندی که البته با ذائقه ما سازگار است!
بعد از یک گشت در خیابان مرکزی پاتایا، به هتل بازگشته و پس از جمع و جور کردن وسایل اتاق را تخلیه و کلید را تحویل دادیم.

آب لوله کشی هتل های تایلند قابل شرب نیست و در برخی از هتل ها آب نوشیدنی توزیع می شود؛ اینجوری!
ناهار را در رستوران ایرانی پردیس که نزدیک هتل است می خوریم و تا لحظه سوار شدن به اتوبوس باید وقت را یک جور سپری کنیم.


رستوران ایرانی پردیس و چلوکباب کوبیده در مرکز شهر پاتایا
بنابراین فروشگاه فستیوال که روبروی هتل است، بهترین جا برای سپری کردن آخرین ساعات حضور در پاتایاست. گشت و گذار در این مرکز خرید 2-3 ساعتی طول می کشد و ساعت 4 بعدظهر اتوبوس به هتل رسیده و سوار می شویم تا راهی بانکوک شویم.

مرکز خرید فستیوال، پاتایا

بازار میوه ای در پاتایا،؛ تایلند و کشورهای استوایی از تنوع میوه زیادی برخوردار هستند

نمای زیبا از شهر ساحلی پاتایا
پس از سوار کردن چند مسافر از هنل های دیگر، ساعت 5 پاتایا را ترک کرده و عازم بانکوک می شویم. ساعت حدود 8 شب بود که به فرودگاه بزرگ سوارنبومی بانکوک رسیدیم که عظمت آن در شب به خوبی مشخص می شود و مثل یک شهر می درخشد.

تاکسی منحصر بفرد پاتایا!

موتورسواری یکی از تفریحات مسافران در پاتایا هست و البته در استفاده از این وسیله باید حسابی مواظب بود

یک بازار محلی در پاتایا
فرودگاه بسیار شلوغی است که هر آن ممکن است در آن گم شوی! کانتر پرواز ما ردیف S است و پرواز برگشت نیز با هواپیمایی ماهان است. 4 ددوست اصفهانی که از شب اول با آنها آشنا شده بودیم، من و یک همسفر دیگر را به گروهشان دعوت می کنند تا از سبکی بار ما استفاده کرده و پول اضافه بار ندهند! ساک یکی از آنها 48 کیلو بود که با واکنش اپراتور تایلندی کانتر پرواز روبرو شد و دوست مان باید ساکش را به 30 کیلو می رساند. بالاخره با جاسازی وسایل در چمدان و کوله پشتی توانست ساک عظیم خود را تحویل کانتر دهد!

نماد دلفین در میدان مرکزی شهر پاتایا
پس از تحویل بار بلافاصله از گیت پاسپورت عبور کردیم و به سالن انتظار رفتیم و گشتی در فری شاپ تا زمان پرواز فرا برسد. ساعت 11 شب به وقت تایلند هواپیمای بوئینگ 747 ماهان به سمت تهران پرواز کرد و از بدشانسی ما مانیتورهای هواپیما نیز از کار افتاده بود که حداقل بتوانیم نقشه پرواز را ببینیم! برای شام دوباره جوجه کباب سرو شد و نزدیک صبح نیز یک نوبت پذیرایی دیگر انجام شد. ساعت 3 صبح به وقت تهران و پس از 7.5 ساعت پرواز ، هواپیما در فرودگاه امام به زمین نشست و بدین ترتیب سفر ما به تایلند نیز خاتمه یافت.

و این هم یک نوع سوغاتی جمع و جور و منحصر بفرد از تایلند: ترکیبی از میوه های مختلف مثل کیوی، آناناس و حتی زنجبیل!
چهارمین روز حضورمان در پاتایا را با گشت در ساحل های این شهر آغاز کردیم. معروف ترین ساحل های پاتایا برای شنا و آفتاب گرفتن در منتهی الیه جنوب این شهر قرار دارد که توسط هتل های 5 ستاره احاطه شده است. جومتین(jomtien) معروف ترین ساحل شهر پاتایا است که برای رفتن به آنجا باید حتماً با تاکسی رفت. جومتین البته شهر جداگانه ای محسوب می شود، اما چسبیده به پاتایا هست و پذیرای تعداد زیادی توریست در هتل های شیک این منطقه است.

برای شب نیز برنامه بازدید از پارک مینی سیام را داشتیم. خانم لگ لگ که در سافاری بانکوک راهنمای گروهمان بود، دوباره در اینجا نیز راهنمای برنامه بود که با یک ون تا هتل دنبالمان آمد و مسافران را سوار کرد. مینی سیام یک دهکده کوچکی از مدل ها و ماکت های بناهای تاریخی تایلند و البته دنیاست که در سال 1985 ساخت آن شروع شد. ابتدا قرار بود ماکتی از تایلند را بازسازی کند و مینی سیام نیز به معنی تایلند کوچک(سیام نام قدیمی تایلند است) است، اما بعدها بناهای مختلفی از دنیا را در اینجا مدل سازی کردند که شامل بناهای تاریخی و البته برخی بناهای مدرن مثل ساختمان فرودگاه بانکوک، اپرای سیدنی و ... نیز هست. در اینجا می توان بناهای تاریخی مختلفی را تمام دنیا مشاهده کرد و البته نماینده ایران در مینی سیام نیز تخت جمشید هست!

ورودی پارک مینی سیام










و این هم ماکت تخت جمشید در مینی سیام پاتایا!
دوشنبه 19 بهمن 1388
سومین روز حضور در پاتایا به گشت و گذار در جزیره مرجان(koh Larn) گذشت. این جزیره یکی از جاذبه های توریستی پاتایست که در خلیج تایلند واقع شده است و 7 کیلومتر از ساحل پاتایا فاصله دارد. تازه از خواب بیدار شده بودم که خانمی به اتاقم زنگ زد و گفت باید ساعت 8 در لابی هتل آماده باشی تا راهی جزیره شویم. از هتل بزرگ گلدن بیچ که پر از ایرانی بود، در ان روز فقط من مسافر جزیره بودم! آیم دختر 29 ساله تایلندی لیدر ما در توره جزیره مرجان بود که ساعت 8 و 20 دقیقه با یک ون بدنبالم آمد و پس از سوار کردن چند نفر دیگر از هتلهای دیگر به هتل رویال کلیف رفتیم تا از طریق ساحل اختصاصی این هتل سوار قایق شویم.

هتل 5 ستاره رویال کلیف، پاتایا

ساحل اختصاصی هتل رویال کلیف، پاتایا
بعد از چند دقیقه معطلی در این هتل و اضافه شدن چند همسفر ایرانی دیگر از این هتل، با یک قایق به سمت جزیره حرکت کردیم. 10 دقیقه بعد از حرکت در کنار یک کشتی توقف کردیم که ایستگاه اول محسوب می شد!

با این قایق راهی جزیره شدیم!











رستوران جزیره

بعد از ناهار و استراحت، ساعت 3.15 سوار قایق شده و به پاتایا برگشتیم. بعد از 45 دقیقه به هتل رویال کلیف رسیدیم و از آنجا هم با یک ون به هتل خودمان برگشتیم. بر خلاف تبلیغاتی که در مورد این جزیره می شد، به جز آب تمیز برای شنا واقعاً چیز دیگری نداشت. البته در صورتی که نخواستید با تور بروید( که بهتر است با تور نروید یا حداقل با تورهای تایلندی بروید)، می توانید خودتان با لنج یا قایق هایی که هر روز از پاتایا به جزیره می روند، بروید و حتی برای ناهار نیز برگردید، چرا که هزینه ناهار در جزیره مقداری بیشتر از خود پاتایا هست. تورهای ایرانی برای یک رفت وبر گشت و ترانسفر از هتل و یک وعده ناهار چیزی در حدود 60 دلار می گیرند، در صورتی که آژنس های تایلندی حدود نصف این مبلغ را می گیرند! و رفت و برگشت به جزیره بدون تور خیلی کمتر از این هزینه اش می شود.
پس از ۴ روز اقامت در بانکوک، باید راهی شهر ساحلی پاتایا می شدیم. پس از تحویل اتاق و صبحانه، ساعت ۹ صبح سوار اتوبوس شدیم و پس از سوار کردن چند نفر دیگر از هتل بانکوک سنتر،عازم پاتایا شدیم. فاصله بین بانکوک تا پاتایا با اتوبوس حدود ۵/۱ ساعت طول می کشد. تور لیدر ما در این سفر یک دختر تایلندی با نام مستعار رین( Rain) بود که فارسی را با لهجه بسیار جالبی حرف می زد.ساعت حدود 11 بود که به پاتایا رسیدیم.قبل از ورود به شهر به مزرعه کورکودیل ها و پارک سنگی رفتیم؛ پارکی بسیار زیبا با مجموعه ای از سنگ های جالب و متنوع به شکلهای مختلف.



پارک سنگی پاتایا
مزرعه کورکودیل ها نیز در داخل این پارک است و ساعت 12 شو کورکودیل ها آغاز می شود.البته کورکودیل نسبت به میمون، دلفین و شیر دریایی از هوش کمتری برخوردار است و نمایش انها خیلی پرتحرک نبود. اما ترسناک بودن کورکودیل و در واقع دهان مخوف آنها باعث جذابیت شو می شد. با آغاز برنامه یک نفر وارد استخر مخصوص می شود و با کورکودیل ها حرکات مختلفی را انجام می دهد از جمله اینکه سر خود را در داخل دهان باز کورکودیل ها قرار می دهد!

ورودی کورکودیل شو، پاتایا

کورکودیل شو، پاتایا
در قسمت دیگری از پارک حیواناتی مثل فیل و ببر قرار دارند که برای عکس گرفتن با انها باید پول پرداخت کرد! ۶۰ بات(۲ هزار تومان) برای گرفتن عکس با ببر پرداخت کردیم!! کلا تایلندی ها راه کسب درآمد از توریست های خارجی را خوب بلد هستند.

عکس با ببر، ۶۰ بات!!
ساعت یک بعدظهر بازدید ما از این مجموعه پایان یافت و ما برای دیدن گالری جواهرات GEMS راهی بخش دیگری از شهر شدیم. گالری جیمز بزرگترین گالری جواهرات در تایلند و یکی از بزرگترین گالری های جهان است. در این مجموعه علاوه بر آشنایی با مراحل مختلف شکل گیری، استخراج فلزهای گران قیمت و همچنین نحوه ساخت آنها آشنا شده و در بخش دیگری نیز می توان از گالری بازدید و خرید کرد. مثل تونل وحشت های شهر بازی سوار قطارهایی 12 نفره می شویم تا با عبور از یک تونل تاریک مراحل مختلف شکل گیری و استخراج کانی های فلزی را ببینیم. قطار به آرامی حرکت می کند و در بخشهایی از تونل توقف می کرد. چراغها روشن می شدند، صدایی به زبان فارسی درباره آن مرحله از شکل گیری یا استخراج فلزات گرانبها توضیح می داد و دوباره قطار حرکت می کرد. این بخشها به زیبایی بازسازی شده و مخصوصا بخش اول که مربوط به وضعیت شکل گیری کانی های فلزی است، بسیار جالب بود طوری که احساس می کنی انفجارات درون زمین در زمان حال انجام می شود. البته عکاسی از داخل تونل ممنوع است، با این حال من چند عکس گرفتم که با تذکرات چندباره نگهبانان مجموعه مواجه شدم، چرا که در ان نور کم تونل فلاش دوربین به راحتی جلب توجه می کند!در نهایت قطار دوباره به محل اولیه خود باز می گردد که محل ورود به داخل گالری جواهرات است. در بخشی از گالری نیز کارگران مشغول ساخت و شکل دهی طلا هستند که می توان از نزدیک کار انها را مشاهده کرد.


مراحل استخراج و ساخت مجسمه های طلایی بودا، جیمز گالری، پاتایا
ساعت 3 بعدظهر بود که بالاخره وارد شهر پاتایا شدیم؛ شهری کاملا متفاوت با بانکوک و پر از توریست خارجی و البته تاکسی های متفاوت ان بیش از هر چیزی در نظر اول جلب توجه می کند!

تاکسی پاتایا
در رستوران ایرانی پردیس ناهار خوردیم و هتل ما کنار رستوران بود؛ هتل گلدن بیچ که پر از مسافران ایرانی و هندی بود! پس از تحویل گرفتن اتاق، بهترین کار ممکن در آن گرمای بعدظهر خوابیدن بود.عصر برای قدم زدن راهی خیابان ساحلی شدیم که به فاصله کمی از هتل قرار داشت.هوای عصر مطبوع و نسیمی نیز در کنار ساحل در حال وزیدن بود.

ساحل پاتایا در غروب
انتهای خیابان ساحی نیز به واکینگ استریت وصل می شود که شلوغ ترین جای پاتایا در شب است.

خیابان معروف واکینگ استریت، پاتایا
در انتهای خیابان واکینگ استریت یک چایخانه ایرانی بود که یک چای در ان خوردیم.در ان موقع شب، واکینیگ استریت تازه در حال شلوغ شدن بود و این خیابان تا ساعت 4-5 صبح بیدار است.

چای ایرانی در قلب شهر پاتایا!
جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۸
آخرین روز حضورمان در بانکوک در مجموعه حیات وحش این شهر با نام سفری ورلد سپری شد. بعد از صبحانه با یک اتوبوس از مقابل هتل عازم سفری ورلد شدیم. در راه از دو سه هتل دیگر نیز افرادی به ما پیوستند و همین موضوع باعث تاخیر زیادی شد. خانم لگ لگ که حدودا ۴۵ ساله بود، راهنمای ما در سفری ورلد بود. لگ لگ یک چتر رنگین کمانی بالای سرش گرفته بود که اعضای گروه او را گم نکنند، کاری که لیدر های گروههای دیگر نیز با چتر و تابلو این کار را انجام داده بودند، چرا که در محوطه پارک بزرگ سفری ورلد حدود ۷-۸ هزار نفری جمعیت بود و در این شلوغی و ازدحام اعضای گروه راحت لیدرشان را گم می کردند.

خانم لگ لگ، تور لیدر ما در سفری ورلد بانکوک
به علت دیر رسیدن به سفری ورلد، لگ لگ تاکید کرد که بی خیال عکس گرفتن در ورودی و داخل محوطه شوید چرا که به شوهای حیوانات نخواهیم رسید. سفری ورلد بانکوک که از سال ۱۹۸۸ فعالیت خود را اغاز کرده است شامل دو بخش است:مارین پارک که محل اجرای شوی حیوانات و سفری پارک که باغ وحش باز است.این مجموعه دیدنی در تمام روزهای سال از ساعت ۹ صبح تا ۵ بعدظهر باز است.
مانکی شو،بیرد شو،شو شیر دریایی،کاوبوی شو، الفنت شو و دلفین شو معروفترین شوهای سفر ورلد هستند که هر کدام سر ساعت خاصی اغاز می شود و در صورت دیر رسیدن فرصتی برای دیدن تکرار آن نیست. گروه ما به علت تاخیر بخشی از شوی میمونهای اورانگوتان را از دست داد. شوهای حیوانات در محوطه های خاصی شبیه استادیوم ورزشی انجام می شود و دارای جایگاهاههای تماشاگری به ظزفیت ۴-۵ هزار نفر است.به جز توریستهای خارجی، بخش عمده ای از تماشاگران را دانش اموزان تایلندی از سنین مختلف تشکیل می دادند که با لباسهای فرم نشسته بودند. شوی میمونها شامل حرکات مختلف و در نهایت یک مسابقه بوکس است. یک داور با لباس رسمی مسابقه را قضاوت می کند و دو میمون با لباس قرمز و آبی مسابقه می دهند.یکی از میمونها در گوشه رینگ ناک اوت می شود و داور شروع به شمارش می کند! در نهایت دست میمون برنده بالا می ورد و کاپ مخصوص به او اهدا می شود!!

مسابقه بوکس بین اورانگوتان ها، سفری ورلد بانکوک

حضور دانش آموزان تایلندی در سفری ورلد چشمگیر بود
شوی بعدی نمایش شیرهای دریایی است.به دنبال لگ لگ راه می افتیم و وارد جایگاه تماشاگران می شویم. خوشبختانه به محض رسیدن ما شو اغاز می شود و ما از اول می توانیم نمایش و حرکات شیرهای دریایی را ببینیم.جذابترین بخش این شو مسابقه والیبال بین دو شیر دریایی است که دو شیر دریایی به شکل جالبی بازی می کنند.

محوطه نمایش شیرهای دریایی، سفری ورلد بانکوک

بخشی از جایگاه تماشاگران شوی شیرهایی دریایی، سفری ورلد بانکوک
اما یکی از جالب ترین شوهای سفری ورلد نمایش زنده کابوی های آمریکایی است که دقیقا فضای فیلم های وسترنی را تداعی می کند. متاسفانه هم دیر به این شو رسیدیم و هم اینکه جای مناسبی برای تماشا پیدا نشد. تیراندازی، انفجار، خرابی و حرکات ژانگولری کابوی ها لحظات جالبی را رقم می زند و در نهایت اعضای گروه نمایش در پایین با تماشاگران عکس می گیرند.



محوطه و نمایش کابوی شو ، سفری ورلد بانکوک
پس از پایان این شود فرصتی داشتیم تا در محوطه گردش کرده و چند عکس بگیریم. البته امکان قایق سواری نیز در داخل پارک وجود دارد.

طوطی ها رنگارنگ و زیبای سفری ورلد، بانکوک

فلامینگوهای نارنجی، سفری ورلد بانکوک
ناهار را نیز در محوطه پارک خوردیم که چلو مرغ بود که از رستوران پردیس در ظروف یکبار مصرف اورده بودند. بعد از ناهار هم نمایش دلفین ها را تماشا کردیم. این نمایش هم حدود نیم ساعتی طول می کشد و دو گروه ۳ نفره بطور جداکانه با دلفین ها حرکات مختلفی را انجام می دهند.

ورودی محوطه دلفین شو، سفری ورلد بانکوک

نمایش دلفین ها، سفری ورلد بانکوک
برنامه بعدی بازدید از باغ وحش باز است. سوار اتوبوس می شویم و در جاده داخل باغ وحش حرکت کرده و در اطراف جاده در هر قسمت گروهی از حیوانات را می بینیم. باغ وحش باز دو بخش جداگانه حیوانات اهلی و وحشی دارد که با دو در برقی از هم جدا می شوند.

بازدید از باغ وحش باز بانکوک با اتوبوس امکانپذیر است
در بخش حیوانات اهلی گور خر، زرافه، انواع پرندگان،آهو و ... وجود دارد. دو در برقی برای امنیت بیشتر و جلوگیری از ورود حیوانات وحشی به قسمت حیوانات اهلی تعبیه شده است که با رسیدن هر ماشین به مقابل ان به ترتیب باز می شوند.

غذا دادن به زارفه ها توسط بچه ها، سمت چپ تصویر

در بخش حیوانات وحشی نیز می توان از نزدیک شیر، ببر و خرس را دید. در کنار هر گروه از حیوانات یک لندرور با نگهبان مخصوص دیده می شود که شاید وظیفه نگهداری و دادن غذا به حیوانات را بر عهده دارند.


در باغ وحش باز بانکوک می توان از نزدیک شیرها و ببرها را تماشا کرد( البته فقط ار داخل اتوبوس)!

ماشین های مخصوص نگهبانان باغ وحش، سفری ورلد بانکوک
در سومین روز حضور در شهر بانکوک به دریم ورلد یا همان شهر بازی رفتیم. هزینه تور دریم ورلد ۱۰۰۰ بات بود که شامل ترانسفر از هتل به شهر بازی و بالعکس، ناهار و استفاده از بازی ها داخل مجموعه بود. صبح روز ۱۵ بهمن و بعد از صبحانه با یک ون عازم شهر بازی شدیم.۷ نفر از یک هتل دیگر که همگی اصفهانی بودند و ۴ نفر از هتل ما گروه تور دریم وردلد را تشکیل می دادند که یک لیدر محلی نیز ما را همراهی می کرد: تبی که آقای حدود ۵۵ ساله بود و از فارسی فقط " خوبی، سلام"! بلد بود. فاصله دریم ورلد از مرکز شهر بانکوک حدود یک ساعتی می شد و تبی در طول مسیر حسابی از شهر بازی بانکوک تعریف می کرد و به شوخی یا ساید هم جدی می گفت امریکایی ها برای دیدن این شهر بازی رنج سفر طولانی را به جان می خرند و به بانکوک می ایند و دیزنی لند واقعی همین جاست! در طول مسیر با ۳ آقا پسر کرمانی آشنا شدیم که دیشب به بانکوک رسیده بودند.

نمای ورودی دریم ورلد، بانکوک
پس از گرفتن چند عکس در ورودی دریم ورلد، تبی نقشه شهر بازی را در اختیار ما گذاشت و ساعت ۱۳ را وقت ناهار اعلام کرد. البته تبی در داخل شهر بازی بود، اما ما برای استفاده از وسایل شهر بازی آزاد بودیم و فقط قسمت شهر برفی(Snow Town) پولی بود که طبعا برای ما که از یک کشور برفی رفته بودیم، جذابیتی نداشت و ما هم از دیدن این بخش منصرف شدیم.

یک وسیله نقلیه عجیب و غریب! در مقابل دریم ورلد، بانکوک
دریم ورلد بانکوک یک پارک بزرگ و شامل چند بخش اصلی است:،Dream World Plaza ،Dream Garden Fantasy ،Land Adventur Land که در هر بخش بازیهای مختلفی انجام می شود.

به هنگام ورود به داخل شهر بازی دو نفر تند تند از افراد عکس می گیرند و این عکسها روی بشقاب چاپ شده و به هنگام خروج فروخته می شود. قیمت هر بشقاب ۲۰۰ بات بود و حتی یک بات هم تخفیف نمی دهند! البته این روش کسب درامد در همه جاهای دیدنی تایلند به چشم می خورد و بعضی وقتها عکس ها انقدر جالب می شود که از خرید ان نمی توان گذشت!

چاپ عکس بر روی بشقاب یکی از روشهای درامدزایی در مکانهای دیدنی تایلند
بیشتر حاضران در شهر بازی دانش اموزان تایلندی بودند که اتفاقا با دل و جرات نیز بودند و سوار وسایل ترسناکی مثل ترن هوایی و ... می شدند و خیلی هم سر و صدا و شادی می کردند، در حالی که ما جرات نکردیم سوار ترن هوایی بشیم!

گروهی از دانش اموزان تایلندی در دریم ورلد ، بانکوک

هوریکان، یکی از وسایل بازی ترسناک دریم ورلد

اتوبوس کریزی، دریم ورلد بانکوک
ابتدا سوار تله کابین شدیم و از فراز تله کابین شهر بازی را بطور کامل تماشا کردیم. محوطه و اطراف دریم ورلد بانکوک واقعا زیباست.مسیر تله کابین حدود یک کیلومتر است و و پس از طی ان دوباره به جای اول بر می گردیم. البته ما دو دور سوار شدیم! هر چند که محدودیتی در استفاده از وسایل شهر بازی وجود ندارد.


دو نما از پارک دریم ورلد از داخل تله کابین
پس از تله کابین وارد خانه ارواح شدیم که سر و صداهای عجیبی در داخل ان به گوش می رسید و بچه ها نیز در داخل ان حسابی ترس خود را به نمایش می گذاشتند، هر چند که من هم در بخش خروجی با دیدن یک آقای ژاپنی که پیراهن سفید پوشیده بود حسابی ترسیدم!

مسیر ترن هوایی و یکی از دریاچه های قایق سواری دریم ورلد، بانکوک
سپس سوار کشتی پرنده شدیم که من نمونه کوچکی از ان را در خانه کودک پارک ساعی دیده بودم.اما این کجا و ان کجا! پس از چند بار بالا پایین شدن با سرعت کم، در ادامه من و دوستان کرمانی ام مجبور شدیم تا چشمهایمان را ببندیم و فقط منتظر تمام شدن وقت این کشتی شویم ! خلاصه با هر مصیبتی بود پیاده شدیم اما حال من حسابی بد شد تا یک بنده خدایی که فکر کنم چینی بود با دیدن حال بدم یک قرص تهوع به من داد.
در ادامه سوار قایق های یک نفره شدیم که بیشتر مخصوص بچه ها بود و در قسمت دیگر سوار اتومبیل های انتیک شدیم که تازه در پایان مسیر فهمیدیم که فرمان چرخاندن ما تاثیری در حرکت ان نداشته است و اتومبیل ها پشت سر هم و بصورت اتوماتیک روی مسیر مخصوص حرکت می کنند!

اتومبیل انتیک، دریم ورلد بانکوک
در رودخانه خروشان دوباره سوار قایق شدیم که یکی از جذابترین قسمت های دریم ورلد است. در میانه مسیر اب از بالا بر سر قایق می ریزد و کسانی که برای خود محافظ پلاستیکی تهیه نکرده اند و از جمله ما،حسابی خیس می شوند!
منو ریل و یک نوع قطار هوایی پر سرعت برنامه بعدی گروه ما بود و حدود ساعت یک بود که برای ناهار به رستوران KFC رفتیم. تبی ترتیب ناهار را داده بود و به ما اعلام کرد که ساعت ۴ باید در درب شهر بازی برای بازگشت اماده باشیم. بعد از ناهار دوباره به گشت خود در داخل شهر بازی ادامه دادیم و سوار قایق های پدالی دونفره در دریاچه شدیم.

دریاچه قایق های پدالی، دریم ورلد بانکوک
سپس سوار قطار شدیم که در مسیری به دور شهر بازی می چرخید و در نهایت دوباره سوار تله کابین شدیم و با شهر بازی خداحافظی کردیم.در کنار درب خروجی شهر بازی نیز جند فروشگاه وجود داشت که برخی از انها اجناس خود را حراج کرده بودند.خرید اعضای گروه نیز حدود یک ساعتی طول کشید و در نهایت حدود ساعت ۵ بعدظهر بود که از شهر بازی خارج شدیم و به هتل برگشتیم.

نمایی زیبا از پارک دریم ورلد بانکوک
در دومین روز حضور در بانکوک از مجموعه اوشن ورلد که بزرگترین آکواریوم در جنوب شرق آسیا به شمار می رود، بازدید کردیم.اوشن ورلد در طبقه زیر زمین مرکز خرید سیام پاراگون در میدان معروف سیام قرار دارد. در این منطقه چندین مرکز خرید بزرگ مثل سیام سنتر، سیام پاراگون، ورلد سنتر، زن و ام بی کی قرار دارد و خط ترن هوایی نیز از مقابل این مراکز خرید عبور می کند که ایستگاه سیام نیز در مقابل مرکز خرید سیام پارگوان واقع شده است.البته بد نیست بدانید که مرکز خرید سیام پارگوان یکی از گرانترین مراکز خرید بانکوک محسوب می شود که حتی خود تایلندی ها نیز از خرید در این مرکز اجتناب می کنند!

موقعیت اوشن ورلد در میدان سیام، بانکوک

نمای بیرونی مرکز خرید ام بی کی، بانکوک
مرکز خرید سیام پاراگون در سال ۲۰۰۵ افتتاح شده و اوشن ورلد نیز از همین زمان فعالیت خود را اغاز کرده است. بلیت ورودی مجموع اوشن ورلد ۸۰۰ بات(۲۶ هزار تومان) برای بزرگسال و ۶۵۰ بات برای بچه هاست و نکته جالب اینکه معیار سنجش بچه ها نیز قد انهاست و نه سن! افراد با قد بین ۸۰ تا ۱۲۰ سانتی متر بر اساس این معیار بچه محسوب می شوند. این آکواریوم زیبا در دو طبقه ایجاد شده است و شامل ۷ بخش است.

مرکز خرید سیام پاراگون، بانکوک
WEIRD AND WONDERFUL:بخش شگفت انگیز و اسرارامیز اولین قسمت مجموع پس از ورود است که شامل آبزیان کمیاب و شگفت انگیز است که بعضی از انها در دنیا تک محسوب می شود.
DEEP REEF: یک آکواریوم بزرگ و زیبا پر از ماهی های بزرگ و کوچک و رنگارنگ و ضخره های مرجانی که مقابل ان نیز جایگاهی برای نشستن تعیبه شده تا بازدیدکنندگان بتوانند لحظاتی در انجا نشسته و این موجودات زیبا را تماشا کنند.این بخش هم از طبقه بالا و هم از طبقه پایین قابل مشاهده است، بویژه از طبقه پایین و برای بچه ها که می توانند مستقیما و از فاصله نزدیک این ماهی های زیبا را تماشا کنند.


LIVING OCEAN:بخشی که بطور زنده در ان می توانید زندگی آبزیان در اقیانوس را مشاهد کنید، اینکه چگونه برای خود غذا می یابند و چگونه در مقابل موجودات دیگر از خود دفاع می کنند.

RAINFOREST:این قسمت زیبا از مجموع اوشن ورلد با نورپردازی خاص خود شبیه به جنگلهای استوایی است و در مقابل حوضچه های بزرگ می توان ماهی های بزرگی را دید که در دنیا بی نظیر هستند.

ROCKY SHORE:در این بخش می توانید نمایش پنگوئن های کوچک را در داخل اب و در ساحل ان ببینید.
OPEN OCEAN:شاید زیباترین بخش مجموع اوشن ورلد این بخش باشد که از یک تونل شیشه ای عبور می کنید که دور تا دور ان را آب فرا گرفته و می توان در داخل این تونل انواع و اقسام موجودات دریایی و بویژه کوسه ها را تماشا کرد.

SEA JELLIES:بخش نمایش عروسهای دریایی.
در نزدیک وروردی، استخری وجود دارد که با سوار شدن در قایق ته شیشه ای می توان به دقت و شفافیت آبزیان را تماشا کرد. یک راهنما نیز به زبان انگلیسی توضیحاتی می دهد که البته وظیف هدایت قایق را نیز بر عهده دارد. گردش با قایق نیز حدود ۱۵ دقیقه ای طول می کشد و از ته شیشه ای ان می توان افرادی را دید که در حال حرکت در تونل ابی طبقه پایین هستند.

به محض وارد شدن به داخل اوشن ورلد عکس شما را می گیرند که البته این رسمی است که در تمام مراکز دیدنی تایلند وجود دارد. این عکس را روی بشقاب یا کاغد چاپ کرده و بهنگام خروج به قیمت ۱۰۰ تا ۲۰۰ بات می فروشند.بعضی از عکس ها انقدر قشنگ می شوند که نمی شود از خرید ان گذشت! خوب این هم روشی برای کسب درآمد از توریست در تایلند!

در داخل مجموعه نیز شوهایی با حیوانات برگزار می شود. یکی از جالب ترین بخشها نیز تماشای دادن غذا به ماهی هاست که این کار را دو نفر انجام می دهند، بدین صورت که یک نفر غذا می دهد و نفر دیگر توضیخات مربوط به ان را به بازدید کنندگان ارائه می دهد.فعالیتهای دیگری مثل امکان غواصی، قدم زدن در داخل اقیانوس! و همچنین سینمای سه بعدی نیز در داخل مجموعه وجود دارد.
از فرودگاه تا هتل مندرین که محل اقامت ما در شهر بانکوک بود، حدود ۴۵ دقیقه ای راه بود و نکته جالبی که در اولین برخورد در شهر به چشم میومد تاکسی های رنگارنگ از زرد و سبز و بنفش و آبی گرفته تا صورتی و .. بود. همه تاکسی ها از نوع تویوتا و کولردار بودند که حرکت انها در خیابان تنوع بصری جالبی را ایجاد می کند.

تاکسی های رنگارنگ بانکوک، مقابل مرکز خرید ام بی کی
هتل مندرین یک هتل سه ستاره تمیز است که در خیابان رامای چهارم و تقریبا در مرکز شهر واقع شده است.این هتل بعد از آتش سوزی چند سال قبل کاملا بازسازی شده و از چند جهت مزیت هایی دارد: اول اینکه به منطقه سیام بسیار نزدیک است که چندین مرکز خرید مثل سیام پراگون، سیام سنتر، سنترال ورلد، زن، ام بی کی و همچنین اوشن ورلد نزدیک است و با تاکسی حدود ۱۰ دقیقه راه است. دومین مزیت هتل این است که در فاصله نزدیکی به ایستگاه مترو قرار دارد و ایستگاه SAM YAN در فاصله حدود ۵۰۰ متری هتل است که از انجا می توان راحت به خیابان سیلوم یا سوخومیت رفت.

ایستگاه متروی سام یان، نزدیک هتل مندرین، خیابان راما فور
روبروی ایستگاه مترو برج بلند چامچوری قرار دارد که در داخل ان فروشگاهها و رستورانهای متعددی وجود دارد.همچنین به رستوران ایرانی پردیس نیز نزدیک است که این یک مزیت برای کسانی است که غذاهای تایلندی با طبع شان سازگار نیست.

برج ۴۰ طبقه چامچوری، روبری ایستگاه مترو سام یان
در هتل مندرین یک پسر جوان تایلندی به نام باقر هماهنگ کننده کارها بود. باقر که مسلمان و شیعه بود به راحتی فارسی را صحبت می کرد و حتی بسیاری از اصطلاحاتی مثل چاکریم و ... را هم به کار می برد! همچنین در کیف کمری اش هم همیشه بات تایلندی داشت و وظیفه چینج کردن دلار به بات را هم انجام می داد.بعد از گرفتن کلید اتاق با همراهی یکی از خدمه ها تا اتاق رفتیم و نکات مربوط به اتاق مثل نحوه کار ایرکاندیشن و ... را گفت. در هر اتاق روزانه دو بطری آب قرار داده می شود، چرا که آب لوله کشی قابل شرب نیست. نکته جالب این بود که آب گرم حمام در ساعات صبح داغ بود ولی در ساعات میانی روز کاملا ولرم متمایل به سرد می شد که فکر کنم به خاطر صرفه جویی در انرژی بود.پس از یک استراحت مختصر به لابی امدیم تا برای ناهار به رستوران پردیس برویم. رستوران پردیس فاصله کمی با هتل دارد و انواع و اقسام غذاهای ایرانی در ان پیدا می شود.برای ناهار جوجه کباب سفارش دادیم که انصافا خوب بود.سه تن از دوستان اصفهانی مان سفارش کباب برگ داده بودند و تلاشهای یکی از انها برای اینکه بفهمد گوشت کباب گوسفندی است یا گاو، جالب بود چرا که خدمه رستوران تایلندی بودند و تقریبا انگلیسی بلد نبودند.
بعد از ناهار سوار اتوبوس شدیم تا به معبد "وات پو" یا بودای خوابیده برویم.ترافیک داخل شهر کلافه کننده بود و ساعتی طول کشید تا به معبد رسیدیم.جاجا لیدر ما در این روز بود و در برنامه معبد نیز ما را همراهی می کرد.جاجا با مخلوطی از فارسی و انگلیسی توضیحاتی در حین عبور از داخل شهر می داد .

ردیف های نامنظم کابلهای برق و تلفن و عکس های پادشاه در همه جای بانکوک دیده می شود
معبد وات پو یکی از هزاران معبد شهر بانکوک و البته بزرگترین انها نیز هست و در غرب بانکوک و نزدیک رودخانه چائو فرایا قرار دارد. ساخت این معبد از سال ۱۷۸۸ آغاز شده و در داخل ان مجسمه بزرگی از بودا به شکل خوابیده قرار دارد که طول آن ۴۶ متر و ارتفاع آن ۱۵ متر است.لایه ای از طلا مجسمه را پوشش داده است.

مجسمه بودای خوابیده،پاهای بودا در عکس جا نشده است!
در سمت دیگر مجسمه ظرفهای مسی کوچکی در یک ردیف قرار دارد که تایلندی های و حتی برخی از توریست ها در داخل ان سکه می ریزند و صدای برخورد سکه با ظرفها طنین خاصی را در داخل معبد ایجاد می کند و سکوت ان را بهم می زند.برای ورود به معبد نیز باید کفشها را در اورد و در جاکفشی قرار داد.

ظرفهای مسی برای انداختن سکه، معبد وات پو، بانکوک
در داخل محوطه نیز یک مدرسه طب تایلندی قرار دارد که سابقه ان به پیش از ساخت معبد باز می گردد.همچنین مجسمه های متعددی نیز در داخل محوطه بزرگ معبد قرار دارد که مناسب عکس گرفتن هستند.

نمایی از معبد وات پو، بانکوک
هوای به شدت گرم و شرجی باعث می شود که در کافه بیرون معبد برای اولین بار خرید آب را تجربه کنیم: یک بطری کوچک ۲۲ بات یا حدود ۷۲۰ تومان! البته قیمت آب معدنی بطری کوچک در فروشگاههای مثل فمیلی مارت یا سون الون ۷ بات بود.

یک کلاه فروشی مقابل معبد وات پو، بانکوک
پس از پایان بازدید سوار اتوبوس شده تا به فروشگاه ام بی کی برویم.در راه بازگشت اتوبوس به هنگام پیچیدن در یک خیابان با یک سواری شورلت تصادف کرد و حدود یک ساعتی معطل شدیم.برای انجام تشریفات مربوط به این تصادف و مسائل بیمه ای ان چندین و چند نفر امدند و رفتند تا بالاخره مشخص شد که باید منتظر نماینده کمپانی بیمه باشیم.بالاخره اعتراض های مسافران جواب داد و اتوبوس دیگری برای انتقال ما آمد.اما با توجه به اینکه ما ساعت ۷ باید در لابی هتل برای رفتن به تور شام روی کشتی اماده می شدیم،دیگر به فروشگاه ام بی کی نرفتیم و از جلو فروشگاه با پرداخت ۶۰ بات یک تاکسی گرفته و به هتل برگشتیم.
ساعت ۷ از جلوی هتل سوار اتوبوس شده و برای سوار شدن به کشتی راهی شدیم.در محلی به نام ریورساید پیاده شده و پیاده تا لنگرگاه یا محل سوار شدن به کشتی رفتیم.ازدحام عجیبی در این محل بود و چندین کشتی بزرگ و کوچک در حال سوار کردن مسافران بودند.خلاصه ما هم سوار یک کشتی دو طبقه بزرگ ۴۳۰ نفری شدیم و به طبقه بالای کشتی رفتیم و دور میزی که برای گروه ما رزرو شده بود نشستیم.میزهای این کشتی همگی ۶ نفری بود و لیدرمان نیز تا پیدا کردن میزمان همراه ما بود.کشتی ساعت ۸ شب حرکت خود را بر روی رودخانه چائو فرایا اغاز کرد.باد خنکی که در این هنگام از شب می وزید باعث شد تا کمی از گرمای روز را از یاد ببریم. در داخل رودخانه کشتی های متعددی در حال حرکت بودند و منظره معابد کنار رودخانه با نورپردازی های جالب آنها در شب بسیار دیدنی بود. اغلب مسافران طبقه بالای کشتی ایرانی بودند و چند گروه از کشورهای پاکستان و بلاروس و روسیه نیز دیده می شد.

نمایی از ساحل رودخانه چائو فرایا در شب از روی کشتی، بانکوک
به محض حرکت کشتی شام نیز آغاز شد و همه به سمت بوفه باز شام هجوم بردند! ما هم از ترس اینکه نکند غذا تمام شود، بشقابی بدست گرفته و مشغول برداشتن غذا شدیم غافل از اینکه غذا تمامی ندارد و هر ظرفی به محض خالی شدن دوباره پر می شود! تقریبا یک ساعت بعد کسی دور بوفه دیده نمی شد و آن موقع به راحتی می توانستی غذای دلخواه خود را انتخاب کنی.در بوفه شام انواع و اقسام غذاها و همچنین میوه های رنگانگ مثل اناناس و هندوانه و ... به همراه چای و نسکافه وجود داشت.کشتی تا پل رامای نهم رفته و سپس از زیر پل دور زده و برمی گردد. حدود یک ساعت زمان رفت و حدود یک ساعت نیز زمان برگشت ان است.ساعت ۱۰ شب در لنگرگاه پیاده شده و دوباره با اتوبوس به هتل برگشتیم.

پل رامای هشتم در شب، یکی از پل های رودخانه چائو فرایا بانکوک
قیمت تور شام روی کشتی ۵۰ دلار بود که فکر کنم مثل همه تور های داخل شهر،نسبت به آژانسهای تایلندی، قیمت آژانس ایرانی برگزار کننده تور در تایلند کمی گران تر بود.نکته مهم اینکه این تور را باید از قبل رزرو کرد(مثلا صبح همان روز یا یک روز قبل) و نمی توان بدون رزرو قبلی به لنگرگاه رفت تا با خرید بلیت سوار کشتی شد.

نمایی از معبد وات آرون در شب، ساحل رودخانه چائو فرایا، بانکوک
در بهمن ماه امسال فرصتی پیش امد تا سفری به تایلند داشته باشیم.البته تا روز پرواز من به انجام این سفر مطمئن نبودم، چرا که ویزای ما روز ۳۱ ژانویه صادر شد و ما باید روز یکم فوریه راهی می شدیم. پرواز از تهران به بانکوک ساعت ۲۲:۱۵ بود و ساعت حدود ۶ بعدظهر راهی شدیم. راننده آژانسی که ما را به فرودگاه می برد، هوس کرد که از تونل توحید عبور کند و جالب اینکه تونل توحید صبح همان روز افتتاح شده بود. وارد شدن در تونل همانا و گیر افتادن در ان به مدت حدود ۱.۵ ساعت و اضطراب اینکه نکند به موقع به فرودگاه نرسیم. هیچ تابلو یا علامتی در داخل تونل نبود که مشخص کند چقدر از راه مانده و هیچ راه خروجی هم نبود. ترافیک داخل تونل حسابی سنگین بود و راننده آژانس سعی می کرد با شمردن تعداد جت فن های تونل رسیدن به انتهای تونل را به ما مژده داده و از استرس مان کم کند! خلاصه به هر زحمتی بود از تونل بیرون امدیم و حدود ساعت ۸ به فرودگاه رسیدیم. به سرعت کارت پرواز گرفته و بارمان را تحویل داده و پس از کنترل پاسپورت وارد سالن پرواز شدیم. پرواز ما با هواپیمایی ماهان بود و هواپیمای بوئینگ ۷۴۷ با ظرفیت حدود ۵۰۰ مسافر ساعت ۲۲:۲۵ رسما پرواز کرد و راهی بانکوک شدیم.صندلی من در ردیف L47 بود که نه به مانیتور کوچک دید خوبی داشت و نه به مانیتور بزرگ وسط هواپیما و من هم که شدیدا به پیگری مسیر پرواز علاقه مندم،با زحمت تشخیص می دادم که در کجا در حال پرواز هستیم.اما برای پرواز برگشت شماره صندلی مناسب را در ذهن خود حفظ کردم که به مانیتور مسلط باشم! پرواز ما 6 ساعت طول می کشید و از آسمان کشورهای پاکستان، هند و سپس خلیج بنگال عبور کرده و وارد آسمان میانمار شده و در نهایت در بانکوک فرود می امد. پس از حدود یک ساعت پرواز شام داده شد که بین جوجه کباب و ته چین باید یکی را انتخاب می کردی. شام و چایی پس از ان حدود یک ساعتی زمان برد و در این هنگام وارد اسمان هند شده بودیم.صندلی های نامناسب و فاصله کم بین صندلی های دو ردیف باعث شده بود که اصلا به خواب فکر نکنیم و در کل این 6 ساعت فقط چند دقیقه ای را چرت زدیم.در آسمان خلیج بنگال به علت بدی هوا، هواپیما دچار تکانهای شدید شد و با ورود به آسمان کشور میانمار هوا روشن شد و این در حالی بود که در تهران اکنون ساعت3 بامداد بود. صبحانه را در آسمان صرف کرده و ساعت 8 صبح به وقت بانکوک هواپیما در فرودگاه سوارنابومی به زمین نشست( البته در زبان تایلندی حرف"ر" وجود ندارد و خود تایلندی ها سوانبومی می گویند).

در اسمان کشور میانمار
به محض خروج از هواپیما، اولین چیزی که احساس می شود، هوای گرم و شرجی است که برای ما که با لباس تقریبا زمستانی از تهران راهی شده بودیم، حسابی آزار دهنده بود! رنگ لباس فرم پرسنل فرودگاه بانکوک بنفش است و به نظرم رنگ بنفش رنگ ملی تایلندی ها حساب می شود، چرا که این رنگ روی هواپیماها، اتوبوس های فرودگاه و همچنین تابلو بسیاری از بانک ها و مراکز تجاری نیز دیده می شود.

نمایی از فری شاپ داخل فرودگاه بین المللی بانکوک
سوار اتوبوس های بنفش رنگ شده و پس از زمان حدود 5-6 دقیقه ای وارد ترمینال پروازهای ورودی شدیم.همزمان با فرود پرواز ماهان در فرودگاه بانکوک، چند پرواز دیگر از امارات، اربکستان، چین و ژاپن به زمین نشست که اکثر هواپیماها نیز بوئینگ بودند و بنابراین پشت گیت کنترل گذرنامه ازدحام شدیدی به وجود امد.حدود 20 گیت کنترل پاسپورت وجود داشت، ولی با این حال زمانی نزدیک 1.5 ساعت طول کشید تا از گیت کنترل پاسپورت عبور خارج شویم.

محل تحویل گرفتن بار، فرودگاه بین المللی بانکوک
پس از تحویل گرفتن بار و تبدیل دلار به بات به سمت در خروجی رفته و به زحمت تور لیدرمان را پیدا کردیم، چرا که هم تور لیدر ما ریزه میزه بود و هم تابلو کوچکی در دستش گرفته بود! "جاجا" دختر تایلندی لیدر ما در این روز بود و پس از امدن همه مسافران به طبقه زیرین فرودگاه رفته تا سوار اتوبوس شویم.برای 3 نفر صندلی در اتوبوس نبود، بنابراین منتظر شدیم تا با یک ون کولردار راهی هتل شویم.
توضیح: تور لیدرهای تایلندی به دلیل اسامی طولانی که دارند،یک نام مستعار برای خود انتخاب می کنند که برای ارتباط با توریست ها راحت تر باشد که بعضا هم اسامی جالبی بین انها دیده می شود.جاجا،تبی، لگ لگ، ایم و رین چند تن از لیدرهایی بودند که ما در طول دوره اقامت مان در تایلند با انها برخورد داشتیم.

باجه تبدیل ارز در داخل فرودگاه بین المللی بانکوک
امروز آخرین روز حضورمان در بیروت بود و چند ساعت دیگر باید با بیروت زیبا خداحافظی می کردیم. بی نظمی های آژانس برگزار کننده تور که از روز اول شروع شده بود، در اخرین روز به اوج خود رسید! ابتدا مدیر تور اعلام کرده بود که برگشت ما ساعت ۴-۵ بعدظهر خواهد بود(چون پرواز چارتر بود،ساعت خاصی نداشت)، اما روز اخر اعلام شد که ساعت ۱۰ شب از بیروت به تهران پرواز خواهیم کرد. از طرفی باید ساعت ۲ بعدظهر نیز هتل را تخلیه می کردیم و بنابراین روز پایانی برنامه خاصی نداشتیم.

نمایی از هتل گراند ورسای، خیابان الحمرا، بیروت

نمایی از شهر که از اتاق من در هتل گراند ورسای دیده می شد!
طبق معمول چند روز اخیر هوا کمی سرد بود و بدتر از آن باد شدیدی می وزید که حداقل برای من به شدت آزار دهنده بود. ابتدا به ساحل کورنیچ رفته و مقداری از زمان بدین گونه سپری شد.

کورنیچ در یک روز خلوت و سرد

یکی از خیابانهای فرعی در منطقه حمرا نزدیک ساحل کورنیچ
سپس به خیابان حمرا رفته و گشتی در مغازه های ان زدم. در انتهای خیابان حمرا دفاتر هواپیمایی شرکتهای مختلف قرار دارد.برای ناهار نیز در یکی از فست فودهای خیابان حمرا کباب شاورما خوردیم. کباب شاورما غذایی بود که بیشترین بار ان را در لبنان تجربه کردیم و در واقع همان کباب ترکی معروف است که البته در نان آن تفاوتهایی وجود دارد و بر دو نوع است: لحم و دجاج به همراه سیب زمینی سرخ کرده که یکی از پیش غذاهای مورد علاقه لبنانی هاست.
ساعت ۲ بعدظهر اتاق را تحویل دادیم و در زیر بارش شدید باران سوار اتوبوس شدیم تا به سمت فرودگاه حرکت کنیم. زینب راهنمای لبنانی ما نیز بعد از یک روز دوباره برگشته بود و تا فرودگاه ما را همراهی کرد.تا زمان پرواز ۸ ساعتی باقی مانده بود و باید یک جور وقت را تلف می کردیم! در جاده فرودگاه و در کنار یک رستوران KFC توقف کردیم و یک ساعتی وقت تلف شد! سپس به پیشنهاد زینب به فروشگاه الدورادو رفتیم که در منطقه جنوب بیروت واقع شده و در مسیر فرودگاه قرار دارد. الدورادو فروشگاه بزرگ ۳ طبقه ای بود که بیشتر اجناس ان پوشاک و لوزام خانگی بود و البته قیمتها نیز گران به نظر می رسید. ساعت ۶:۳۰ بعدظهر بود که وارد فرودگاه رفیق حریری شدیم تا تشریفات پرواز انجام شود.پرواز ما با همان هواپیمایی بود که با ان از تهران به بیروت رفته بودیم. بی اعتمادی مسافران به مدیر تور باعث شده بود تا زمانی که برنامه پرواز را در تابلو فرودگاه ندیدیم،به انجام ان مطمئن نباشیم! هواپیمای پرواز ما قرار بود که از اربیل به بیروت رسیده و سپس راهی تهران شود. خوشبختانه پرواز اربیل- بیروت تاخیر نداشت و ما هم پس از انجام تشریفات وارد سالن پرواز شدیم.

سالن پروازهای خروجی فرودگاه رفیق حریری، بیروت
پس از مقداری خرید در فری شاپ شیک فرودگاه، با اعلام اطلاعات پرواز از گیت خروجی شماره ۶ عبور کرده و وارد هواپیما شدیم.تعداد مسافران پرواز ۱۱۰ نفر بود، اما یکی از مسافران بدون صندلی مانده بود! سرمهماندار پرواز که یک آقای لبنانی حدود ۵۰ ساله بود، اعلام کرد که یکی از بچه ها که( طبق بلیط نباید روی صندلی بنشیند)،صندلی را اشغال کرده و برای یکی از مسافران صندلی وجود ندارد.پس از چند بار اعلام از سوی سر مهماندار و مسافران، صندلی مورد نظر پیدا نشد و سر مهماندار این بار با قاطعیت اعلام کرد که تا تکلیف این صندلی مشخص نشود، پرواز نخواهیم کرد حتی اگر ۲-۳ ساعت هم پرواز به تاخیر بیفتد!( البته من فکر کنم اشتباه را کانتر پرواز کرده بود که کارت پرواز اضافه داده بود). خلاصه با فداکاری یک خانواده که ۲ بچه داشتند،یک صندلی خالی شد و راس ساعت ۲۲:۱۵ و در هوای بارانی هواپیما پرواز کرده و بیروت را ترک کردیم. نوع مدیریت داخل هواپیما نیز جالب بود، مثل پرواز رفت در کابین خلبان باز بود و بسیاری از مسافران دقایقی را بدون مانع به داخل کابین سرک می کشیدند و حتی بچه ها با کادر پرواز داخل کابین نیز عکس یادگاری می گرفتند!پرواز برگشت ۳ ساعت طول کشید و ساعت ۳:۳۰ بامداد روز هشتم فروردین در فرودگاه امام خمینی به زمین نشست و بدین ترتیب سفر یک هفته ای خاطره انگیز ما به بیروت پایان یافت.

نمایی از جونیه(شمال بیروت) در شب
